تبليغاتX
پهلوان خورشید

میان ابروباران زیست چشمم

                                جداازابروباران نیست چشمم

هوا را پیش بینی کرده ام باز

                                کمی تاقسمتی ابریست چشمم

 

 

فقط خدا می دونه عمران صلاحی چه رندی بوده برای خودش.فکر کنم سالگردش نزدیکه.

چقدرحیف شد که فوت کرد

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:0 نويسنده الهه ملک محمدی |

اگریک اشتباه کردی وهزاردلیل برای آن آوردی بدان که هزارویک

اشتباه کردی....

به این می گن حرف حساب.

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 17:12 نويسنده الهه ملک محمدی |

رشوه

کیف پولم مال تو

هرچه می خواهی بخر

درعوض با خنده ات

غصه هایم راببر

 

گوشه ای همرنگ خاک

لنگه پا افتاده ام

باز می گویی به من

احمقی دلداده ام

 

کاش ای جلاد من

مهربانتر می شدی

آن زبانت می برید

بی کران تر می شدی

 

رشوه می گیری ولی

درازای نیشخند

لااقل یکبار هم

مفت ومجانی بخند

+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:13 نويسنده الهه ملک محمدی |

عید سعید فطر مبارک

می بینین چه زود میگذره .ماه رمضون رومی گم .مثل سلامی که

علیک نگرفته خداحافظ می شه.چه می شه کرد؟

+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:6 نويسنده الهه ملک محمدی |

لبخند

کاش می شدماه راازشب خرید

لحظه ی لبخندراقلنامه کرد

اشکهای ابررا دزدید و برد

دوستی باهستی پروانه کرد

 

کاش میشد من کمی شاعرشوم

تاخدا در قلب من پیدا شود

غصه هایم را بگیرد سنگ صبر

بانگ شادی در دلم آواشود

 

من نخندیدم ولی لبخند را

بارها درآرزو ها خواستم

این توقع نیست باورکن خدا

من به لبخندی تورا می خواستم

 

سهم من این است اما چاره چیست؟

بغض دربان سکوت و درد شد

سهم من اینجا بغیر از اشک وآه

خنده ی این میله های سردشد

 

غصه های این پرنده آهنیست

کاش می شددرقفس پرواز کرد

یاببینم قامتی مهتاب پوش

آمد ودرب قفس را بازکرد

 

   اگر به شعر من نظر بدید لطف کردید                                   

 

+ تاريخ سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 17:4 نويسنده الهه ملک محمدی |

يالطيف