تبليغاتX
پهلوان خورشید

سلام به اون رفقاي مهربون هميشگي.

وبلاگ قبلي پهلوان خورشيد قشنگ بود.خيلي هم قشنگ بود.ردخور كه نداره.اما يه كم به روحيات من نمي اومد.آخه من كم قلبم تيره و تاره دنيام رو هم تيره كنم تو اين سياهي ديگه نمي شه نفس كشيد ....

خلاصه اين شدكه به فكر يه خونه تكوني جديد افتادم .هرچي مبل و صندلي بود ريختم بيرون چهارتا پشتي گذاشتم ويه قرآن وچدتا استكان چايي و يه مشت خطخطي

×
×
×
×
×
راستي باسپاس بيشمار از آقاي مجتبي غلام پور


 

+ تاريخ یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:6 نويسنده الهه ملک محمدی |

 

 

 

كل يوم عاشورا

 

 

 

 

 و

 

 

 

 

 

 كل عرض كربلا....

 

 

 

 

 

 

اينبار نواي هل من ناصر ينصروي تو را مي خواند

 

 پس كوفي نباش...

 

+ تاريخ جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 10:20 نويسنده الهه ملک محمدی |

 

 

هي دست ميرود به كمر ها يكي يكي

 

وقتي كه مي رسند خبر ها يكي يكي

 

خم گشته است قد پدرهادوتادوتا

 

وقتي كه مي روند پسرها يكي يكي

 

باب نياز، باب شهادت،دربهشت

 

روي تو باز شد همه درها يكي يكي

 

سردار بي سر آمده است تا كه خم شوند

 

ازروي دارها همه سرها يكي يكي

 

رفتي كه واشوند پس از تو به چشم ما

 

چشم پر قضاوقدرها يكي يكي

 

رفتي كه بين مردم دنيا عوض شود

 

درباره ي بهشت نظر ها يكي يكي

 

درآسمان به هم بدهيم ما نشانشان

 

آنان كه گم شدند سحر ها يكي يكي

 

آنان كه تا سحر به تماشاي يارشان

 

قد راست مي كنند پدرها يكي يكي

 

 

واسه خواهرکوچیکتون دعا کنید

 

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:53 نويسنده الهه ملک محمدی |

نه از رومم نه از زنگم

همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون بید میلرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

وسرما سخت سوزان است

ببخشید که نمی تونم به همه سر بزنم......اول فكر كردم نميشه تا آخر دي ماه وبم رو آپ كنم

اما زد و خدا جونم كه الهي قربونش برم از آسمون  برام برف فرستاد تايه  فراغتي بعد اونهمه 

سختي و دلتنگي باشه...

متاسفانه نشد اعياد قربان و غديروتبريك بگم ولي اشكال نداره ايشالله سال آينده سنگ تموم مي ذارم

......................درپناه مولا علي (ع)........................

 

+ تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:42 نويسنده الهه ملک محمدی |

يالطيف