تبليغاتX
پهلوان خورشید

يالطيف

 

 

روزهاي اول چه غريب بودي....

 به ياد داري...؟

 دوستانت تو را نمي شناختند...نمي دانستي از چه بنويسي....

 مي ترسيدي شعر هاي كودكانه ات را مسخره كنند....

 اما حالا كه قد كشيده اي نگاهي به اطرافت بيانداز....

ببين اينجا صميمانه...خوب يا بد.. در كنار تواند..

مانند تو اند ...همه با خوبي هايشان اينجا ميآيند ...با خنده ات ميخندند و با گريه ات گريه ميكنند

 هديه اي از اين بالاتر ميخواهي؟

پهلوان خورشيد من......

 يكسالگي ات  مبارك.

 

 

خواب شعر

 

جيب شعرم پر شده 

پر زبادام خيال 

ميزند گنجشككي 

توي ذهنم بال بال...

يك شکوفه بر درخت 

مثل يك گل ميشوم 

باز شبها تا سحر 

يار بلبل ميشوم 

والدين من درخت

خواهر من آفتاب 

سيب سرخي ميشوم

بين بيداری و خواب....

مي برُد از شاخه ها

ناگهان پيراهنم 

مي پرم از خواب شعر 

در پي افتادنم...

  

====================================================

 

اين هم براي شاه ماهي ها.....

 پولك سرخ وسفيدت  را خريدارم.... 

قيمتش نان و گلاب و عشق 

مي فروشي...؟

هان؟

.

دعايم كنيد......

 

+ تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 13:31 نويسنده الهه ملک محمدی |

 

 

 

 

 

 

دو چشم قشنگ...

 

 

شبيه فاصله قد مي كشي و مي ميرند

 

تمام روزنه هاي سپيد و نوراني

 

چه با لباس سياهت قشنگ تر شده اي

 

نشسته موي سياهت به روي پيشاني.....!

 

يكي دوثانيه لطفا!

 

به قدر فرصت عشق....

 

بذار چشم بدوزم به چشم هاي خودم

 

در آن كبود دوباره ببينم عكس تورا

 

كه با خوشي بخزم در خيال خام عدم....

 

هنوز بر سر قلبم نوار مشكي نيست....!

 

چرا به اشك......؟

 

مثال دو ابر در پاييز

 

بيا و مشك بر انداز و خاك اول را

 

تو با تمام جسارت سر ستاره بريز....

 

هنوز عشق نمرده...

 

هنوز اين ((من)) هست

 

كنار پنجره هر شب بيا به ديدن من

 

و ان يكاد بخوان و دوقطره اشك بريز

 

و بعد باد صبا مژده ي رسيدن من....

 

دوباره از دل تنگت ستاره مي چينم

 

و مي گذارمشان گوشه ي دلي دلتنگ

 

قرارمان شب بعدي...كنار پنجره؛باز!

 

من و خدا و نبودن

 

تو و دوچشم قشنگ....

 

 

شعر تقديم به....:

 

 

مرحوم خسرو شكيبايي

 

مرحوم قيصرامين پور

 

مرحوم عمران صلاحي

 

مرحوم مرتضي مميز

 

مرحوم گل آقا

 

و...

 

براي شادي روح من هم دعا بفرماييد....

 

ياحق

 

 

+ تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 11:21 نويسنده الهه ملک محمدی |