تبليغاتX
پهلوان خورشید - و دوباره از خودم.....

 

سیاه کور...

 

به آسمان نگاه کن

می شنوی ستاره را؟

خروش ابر پنبه پوش

در اوج بیکرانه را

ببوس روی اشک را

به روی گونه ی درخت

وناز لاله را بکش

که خفته در ترانه تخت

به پنجره سلام کن

که بادلش یکی شوی

و کاغذی بنفش باش

که باد بادکی شوی

تمام صبح مال تو

گل و درخت و روشنی

و آفتاب معجزه

پرنده های دیدنی

ولی ببین طلوع شب

که می رسد زراه دور

چه قدر سرد و روسیاست

سیاه شب....سیاه کور

بیا تو ماه قصه باش

در این غروب بی کران

به قلب قصه رحم کن

کنار زندگی بمان

******************************************

+ تاريخ جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21:15 نويسنده الهه ملک محمدی |

يالطيف